۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

تو خاورمیانه همه چیز برعکسه!

"دولت سوریه با لغو قانون وضعیت فوق العاده موافقت کرد". خبرگزاریها

همینه دیگه؛ وقتی تو یه کشور در حالی که وضعیت عادیه برای 50 سال وضعیت فوق العاده اعلام می کنند، وقتی وضعیت فول العاده پیش میاد مجبورند وضعیت عادی اعلام کنند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۸, یکشنبه

تازه نفسها

تازه نفسها مستندیست که حتی به زحمت می توان نام مستند بر روی آن گذاشت. بهتر است بگوییم تازه نفسها مجموعه ایست از صحنه های مختلف که کیانوش عیاری در تابستان 1358 جمع آوری کرده است. هرچند فضای کلی فیلم (به نظر من) به خاطر بودن در جو انقلاب مثبت است ولی کارگردان سعی کرده است تقریبا هیچ هدف خاصی را در فیلم دنبال نکند و در کل دنبال ارسال هیچ پیام مشخصی نیست. و البته همین نکته است که فیلم را به عنوان یک سند تاریخی بی طرف لایق چند بار دیدن می کند.

فیلم صحنه های مختلفی از گوشه کنار تهران سال 58 را به نمایش می گذارد. بحث و گفتگوی کارگران و اینکه از کم شدن حقوق خود ناراضیند؛ صحنه هایی از تاترهای اول انقلاب که در آن بسیاری از چهرهای سینما به چشم می خورند؛ صحنه هایی از حلبی آباد و بلای اعتیاد که گریبان مردم پایین شهر را گرفته است؛ صحنه هایی از دانشگاه تهران با بخشهایی از سخنان بنی صدر و بحثهای دانشجوی؛ همه و همه بیننده را به آن شور و هیجان و فضای اول انقلاب می برد و آزادی، تبادل افکار و همزیستی (مسالمت آمیز) تضادها در کنار هم را نمایان می کند.

این فیلم حدودا 45 دقیقه ای را می توانید از اینجا دانلود کنید.
با تشکر از وبلاگ نادا که (ظاهرا) برای اولین بار اقدام به تکثیر این فیلم بر روی فضای سایبری کرده است.

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

آنگه که روبهان به جای شیران افسار هدایت را به دست گیرند، روز مرگ کبوتران است؛ ورنه شیران را چه باک که سلاطین زمینند در هر کجا که باشند. کاش کبوتران می دانستند!

۱۳۹۰ فروردین ۲۴, چهارشنبه

به سن و سال من که باشی، خودت را در شرایطی خواهی یافت که بسیاری از هم سن و سالهایت، یا کسانی که اندکی از تو جوانترند و یا مسنتر، ازدواج کرده اند و یا در یک رابطه جدی قرار گرفته اند. آنگاه است که خواسته یا ناخواسته به قضاوت می نشینی و از خود می پرسی که آیا مسیری را که این آدمها در آن قرار گرفته اند را می پسندی یا نه. آیا از نظر تو انتخابی که کرده اند عاقلانه است.

به نظرم بسیاری از آدمهایی که یک رابطه را شروع کرده اند و یا در شرف آن قرار دارند نه از روی آگاهی بلکه تا حدودی از روی جبر و فشار جامعه و بدون کوچکترین بررسی در این راه قدم گذاشته اند و عملشان بیش از آنکه جنبه عقلانی داشته باشد جنبه هوس و نگاه کوتاه مدت دارد. جملاتی چون در آن زمان بهترین انتخاب را کرده ام و یا چاره ای جز این نداشتم، جملاتی است که گاه برزبان این افراد جاری می شود و حاکی از نارضایتی عمیقیست که از وضع موجودشان دارند.

این مقدمه را چیدم تا یک اعتراف بکنم. اعتراف به یک حسادت. حسادت به یک زوج جوان که چند شب پیش مهمان خانه گرمشان بودم. چنان گرم که حرارتش را با تمام وجودت حس می کردی. عشقی که به هم داشتند را می شد در تک تک حرکات و کلماتشان مشاهده کرد. من به آنها نگاه می کردم و از خوشبختی که داشتند لذت می بردم. آری چنین است. وقتی دو نفر در کنار هم احساس سعادت و آرامش می کنند، این حس را به تمام و کمال به اطرافیانشان منتقل می کنند و آنها را در بهشت کوچکی که ساخته اند شریک می نمایند.

به نظر من، راز موفقیت آن دو و به طور کلی هر رابطه ای در نگاه مشترک است و مطمئنم که همگان بر این موضوع توافق دارند. ولی آنچه مرزهای تفاوت رابطه ها را خط کشی می کند فهم این نکته است. این مهم است که هوشیارانه و آگاهانه نگاه کنی و مطمئن شوی که آن کس که در برابرت ایستاده است به همان افقی نگاه می کند که تو می نگری. و این چیزیست که فقدانش در بسیاری از روابطی که می شناسم به راحتی حس می شود. برعکس افراد برای فرار از تنهایی یا فشار اجتماع ویا حرف این و آن سعی بر آن دارند که به خود بقبولانند که به همان راهی رهسپارند که طرف مقابلشان. و افسوس که سخت در اشتباهند.

این نکته را هم باید اضافه کنم که وجود نگاه مشترک و یا به عبارتی شاید متداولتر تفاهم به هیچ وجه به معنای نبود مشکل و اختلاف در یک رابطه نیست که این بر خلاف سنت طبیعت و ذات آدمیست. بلکه به این معناست که دو نفر با نگاه مشترک قادرند تا سنگهایی فتاده در مسیری که در آن حرکت می کنند را از سر راه بردارند.

برای مثال چیزی که به خصوص در اینجا زیاد مشاهده می کنم (و دوستانی که مهمانشان بودم هم به نوعی به آن اشاره کردند) آن است که طرفین یک رابطه در اینجا خیلی راحت بدون وجود دیگری به یک مهمانی می روند و یا با دوستان و آدمهای خودشان رفت و آمد می کنند. این امر (در بهترین نگاه) بدان معناست که برای آنها بود و نبود طرف مقابل حالتی خنثی دارد. و این امر در نظر من با آن اصل نگاه مشترک کاملا در تضاد است. دو نفر که در یک رابطه زناشویی قرار میگیرند از باهم بودنشان به مراتب بیشتر از نبودنشان "باید" لذت ببرند. این "باید" از آنجا نشات میگیرد که یک رابطه دونفری را آغاز کرده اند و از حالت فردی به در آمده اند. و اگر چنین نباشد به همخانه هایی می مانند که جز تختی که بر آن می خوابند هیچ اشتراک دیگری ندارند و دیر یا زود آن تخت هم از انحصار اشتراکشان بیرون خواهد آمد.
علی لاریجانی، رییس مجلس، از محمود احمدی نژاد خواست که مصوبات مجلس را اجرا کند. خبرگزاریها 23 فروردین

چند ماه بعد:
لاریجانی خطاب به احمدی نژاد گفت: محمود جون، تو رو به خدا، جان مادرت، به خاطر هر دوی پدرات، لااقل یکی از این چیزایی که ما تصویب میکنیم رو اجرا کن. اینقدر ما رو ضایع می کنی جلو در و همسایه بده به خدا!!!

۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

از خانه شماره 13

او برای من تنها یک نویسنده نیست. پیامبریست که جهان را آنچنان که هست در برابر چشمانم قرار میدهد و در مسیر حقیقت هدایتم میکند. هدایتی که بی شک صادقانه است.
9 آوریل سالروز خود کشی صادق هدایت است. نویسنده ای که طرفدارانش او را می پرستند و مخالفانش از او میترسند. و هر دو به یک دلیل: به خاطر قلمش. نافذ و تاثیر گذار. گویی که خواننده را با خود به فضای داستان میبرد و روح و جان او را در دست میگیرد.

این ویدئو با نام "از خانه شماره 13" از بی بی سی نگاهی کامل و تا حدودی دقیق به زندگی هدایت دارد و در آن از نامه ها، کتابها، دوستان و دغدغه های شخصی او سخن به میان می آورد. من که از دیدن فیلم بسیار لذت بردم.


From No. 37 (Az khaneh shomareh 37) from Merat on Vimeo.

كسي را كه دوست داري رها كن، اگر سوي تو بازگشت از ان تو بوده!

--شكسپير